رنسانس
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
نویسنده: مشاور - ۱۳٩٠/٥/٢٩

در را آهسته باز کرد. دست بچه ها در دستش. چادر زیر دندانش و بعد آرام آرام سرش را از در طبقه دهم ساختمان بیرون آورد.

مى دانست وقتى برگردد هزار چشم نگاهش مى کنند.

یک زن ۲۰ ساله بود با طراوت و جوانى و هزار و یک چشم و حرف که پست سرش در کوچه و پس کوچه روان مى شد.

شوهرش پیغام داده بود تا چهار سال دیگر بر نمى گردم. آوار همین یک سال مثل یک کوه روى سرش خراب شد. یک سال بود مرد با فروش پنج دهانه مغازه رفته بود تا پول بیاورد و زن با یک دنیا تنهایى بچه ها را مى برد تا فنى یاد بگیرد و خرج آنها را بدهد. مرد بعد از پنج سال برگشت اما هیچ وقت نفهمید که زن در این سالها نبودن او چه سختى ها کشیده است...


زنان به طور فطرى با تواناییهاى بسیار در این دنیا قدم نهاده اند، علاوه بر توانمندى هاى جسمى، تحمل بسیارى از مسائل و مشکلات که در طول دوره زندگى براى یک زن پیش مى آید، تحمل روانى و روحى او در مقابله با مشکلات نیز قابل توجه است، چرا که اداره زندگى و مقابله با سختى ها در داخل محیط خانواده، مدیریت صحیح و ایجاد آرامش براى افراد خانواده و شریک بودن در دغدغه ها و نگرانى هاى آنان از جمله انتظاراتى است که به طور طبیعى به آنان پاسخ مى دهند. در جامعه امروز مشکلات اقتصادى و تورم باعث شده روابط خانوادگى و ارتباطات صحیح بین همسران و فرزندان تأثیر سوءبگذارد، تحمل در برابر سختیها و مشکلات باید از میزان بالاترى برخوردار باشد.

دکتر «طهمورث شیرى» جامعه شناس معتقد است:

در جامعه ما نگاه جنسیتى از مهم ترین و اساسى ترین مشکلات زنان محسوب مى شود. این مسأله در گذشته رشد چشمگیرى داشته ولى خوشبختانه امروزه از میزان آن کاسته شده است.

در منطق بسیارى از افراد، زنان در بیشتر حوزه هاى جامعه از منزلت اجتماعى مناسبى برخوردار نیستند و اعتقاد بر این است که نمى توان مسؤولیت هاى مهم جامعه را به آنان واگذار کرد؛ حتى بعضى از اوقات به کارگماردن زنان در پستهاى مدیریتى توسط مسؤولین بیشتر به صورت نمایشى و تبلیغاتى است و کمتر بر پایه یک منطق انسانى و رضاى دل به این مسأله نگریسته مى شود.

وى مى گوید: علل نگرش زنان به عنوان جنس دوم از نظر عوامل تاریخى، اجتماعى و فرهنگى متفاوت است. اندیشه هاى یکسو نگر و انحصارى، نحوه حضور در اجتماع، رفتارهاى آنان و در کل گفتمان غالب در مسیر تاریخ به سود زنان نبوده است و از منظر تاریخى این جریانات نگاه منفى به زنان را تقویت کرده است.

سیر تکوین خانواده در جامعه، مسؤولیت پذیرى زنان در خانواده، نوع لباس آنها و منزلت اجتماعى تقریباً در بین اقوام مختلف یکى است و مى توان گفت ترکیبات موقتى هم نتوانسته نگاه افراد را از نظر ساختار روابط اجتماعى نسبت به جنس زن تغییر دهد.

دکتر شیرى معتقد است: در گذشته آستانه تحمل زنان نسبت به سختى ها بیشتر بوده است ولى متأسفانه در جامعه امروز درصد زنانى که خواهان طلاق هستند رو به افزایش است و همین امر نشان دهنده کاهش تحمل آنها در برابر مشکلات جامعه است.

نوع سختیها و ماهیت آنها در فرهنگها متفاوت است. در فرهنگهاى غربى سختیها به دلیل فرصتهاى شغلى کمتر مشاهده مى شود؛ متأسفانه در جامعه سنتى زنان در صورت عدم تحمل از واکنش هاى مختلفى همچون گریه، طلاق، خودکشى و... استفاده مى کنند در صورتى که در دیگر کشورها قانون از زنان حمایت مى کند.

وى مى گوید: وجود سختیها در قشر زنان، آنها را نسبت به مسائل و مشکلات آبدیده و پخته تر مى کند و آنها مى توانند راه رفع موانع خود را پیدا نمایند و حتى شرایط زندگى و جامعه را بهتر درک کنند ولى متأسفانه این سختیها باعث مى شود تا جامعه از حضور زنان با صلاحیت محروم شود.

عدم باور زنان، عدم توجه به حقوق آنان در جامعه ، نگاه سنتى نسبت به آنها و عدم پذیرش آنان در عرصه هاى مختلف اجتماعى و حتى تبلیغاتى کردن حضور زنان در عرصه هاى اجتماعى از عواملى است که مشکلات و سختیهاى زنان را در جامعه افزایش داده است.

*  دکتر «حسن هاشمیان» نیز معتقد است:

عمده ترین مشکلات زنان به دلیل مسائل ساختارى است که از جامعه کشاورزى برجاى مانده است، هم چنین این موانع بیشتر در زمینه نگرش جامعه پدر سالار و مردسالار در دوره کشاورزى به چشم مى خورد.

در حال حاضر در بسیارى از روستاها، زنان به آموزش و بهداشت کافى دسترسى ندارند؛ حتى توزیع مشاغل در میان زنان به صورت تبعیض آمیز است. زنان زیادى از داشتن شغل مدیریت در کشور محروم هستند.

وى مى گوید: زنان در طول سالهاى گذشته تلاشهاى بسیارى براى کسب موقعیت هاى جدید از خود نشان داده اند منتها این حرکت نسبت به آنچه که باید صورت مى گرفته نبوده است؛ حتى موقعیت زنان ما در مقایسه با دیگر کشورها خوب نبوده است؛ براى مثال در کویت با توجه به اینکه زنان حق رأى دادن نداشتند ولى میزان زنان مدیر در آنجا رشد قابل توجهى داشته است، حتى پستهایى که در کویت به زنان داده مى شود گسترده تر از ایران است.

وى مى افزاید: عمده ترین مشکلاتى که هم اکنون براى زنان ایرانى وجود دارد مسأله کاندیداشدن ریاست جمهورى است. آنها حق انتخاب شدن را ندارند و حتى مسأله جنسیت محدودیتهاى زیادى را براى زنان ایجاد کرده همچنین تبعیضاتى که در مورد حضور زنان در میادین ورزشى رسمى صورت گرفته است از دیگر مشکلات جامعه زنان است. آنها در رشته هاى محدودى همچون تیراندازى و کاراته توفیق چندانى در دیگر رشته ها به دست نیاورده اند.

دکتر هاشمیان معتقد است: در بخش جوان جامعه آستانه تحمل زنان کاهش یافته است؛ در گذشته زنان در مقابل مشکلات تحمل بیشترى از خود نشان مى دادند ولى متأسفانه هم اکنون اکثریت دختران تعهدات اخلاقى را رعایت نمى کنند و میزان بى بندو بارى رشد چشمگیرى داشته است.

علت این امر فشارهاى زیادى است که در گذشته به آنان تحمیل مى شده است.

عدم اجراى برنامه هاى گروهى در سطح کشور نیز تأثیر منفى بر رفتار همه جوامع بخصوص زنان گذاشته است.

وى مى افزاید: مشکل کشور ما در زمینه مشارکتهاى ملى است چنانچه بتوانیم در همه سطوح از حضور زنان در مشارکتها استفاده کنیم و برایشان مسؤولیت ایجاد کنیم مطمئناً بسیارى از اعتقادات و سنتها را مى پذیرند و مشکلات آنان حل مى شود.

دکتر «محمدعلى الستى» جامعه شناس مى گوید: در گذشته دفاع و تأمین امنیت، اشتغال و تولید ثروت رابطه نزدیک و مستقیمى با زور بازو و توان فیزیکى فرد داشت. بنابراین مردان از جایگاه رفیع ترى نسبت به زنان برخوردار بودند؛ به مرور زمان و با تحولات فرهنگ، تمدن و تکنولوژى از نقش کار یدى و زوربازو در زندگى کاسته شده و بدیهى است که فاصله اجتماعى زنان هم نسبت به مردان کمتر شده است؛ به عبارت دیگر در گذشته هاى دور باتوجه به آینه طبیعت، زندگى را بر زنان سخت مى گرفت امکان جنس دوم دانستن زنان موجود بود اما در حال حاضر که هیچ دلیل مستند و علمى بر برترى یک جنس نسبت به جنس دیگر نیست قاعدتاً باید شاهد احقاق حقوق زنان در تمامى جوامع باشیم هرچند این روند برابرى، با سرعتهاى متفاوتى در جوامع تحقق مى پذیرد اما در تمامى اجتماعات انسانى جهت آن یکى است.

وى معتقد است: متأسفانه باتوجه به فقدان بلوغ فرهنگى، اقتصادى، سیاسى و دریک کلام توسعه یافتگى اجتماعى در بسیارى از جوامع شاهد دشواریهاى زیادى که بر زنان تحمیل مى شود هستیم.

وقوع تغییر در بسیارى از آمارهاى اجتماعى حاکى از آن است که به دلیل رشد روند برابرخواهى، آستانه تحمل در زنان نسبت به گذشته کاهش یافته است به عنوان مثال بخشى از افزایش آمار طلاق در خانواده ها به کاهش تفاهم میان زن و شوهر در عرصه حاضر مربوط نمى شود بلکه این امر به علت پایین آمدن آستانه تحمل در زنانى است که احساس مى کنند امکان استقلال مالى و زندگى بدون وابستگى به مرد برایشان فراهم است.

دکتر «الستى» مى افزاید: متأسفانه در کشور ما جشن فمینیسم درست درک نشده و سوءتعبیرهایى از آن چه در میان مردان و چه در میان زنان مشاهده مى شود؛ به عنوان مثال بسیارى از زنان که خود را تحت سلطه همسر خویش مى بینند از مشاهده حمایتهاى همسر نسبت به خودعاجزند و گمان مى کنند که تحقق آرمانهاى فمینیستى نقاط منفى زندگى آنها را مرتفع مى سازد در حالى که نقاط مثبت بر جاى خود باقى است و چه بسا با تحقق آن آرزوى بسیارى از امتیازاتى که امروز زنان در جامعه به اصطلاح مردسالار دارند منتفى مى شود.

این جامعه شناس ارتباطات مى گوید: تأکید بر فهم برابرى میان زن و مرد در برنامه هاى بنیادین آموزش و پرورش و ایجاد الگوهاى توسعه یافته در برنامه هاى رسانه اى همراه با برنامه ریزى هاى اقتصادى مبتنى بر برابرى زن و مرد و امکان استقلال براى زنان مى توانند تنش قابل توجهى در کاستن از آسیب پذیرى زنان داشته باشد.

دکتر «عباسعلى اسعدى» روانپزشک معتقد است: سختى هاى زندگى در جامعه زنان از مشکلات حقوقى، اجتماعى، شغلى و فردى نشأت مى گیرد. باتوجه به اینکه اجتماع براى افراد اعم از زن و مرد و ... یک نقش اجتماعى قائل است ولى متأسفانه از دیرباز زن را به عنوان جنس ضعیف تلقى مى کرده است.

خوشبختانه تبعیضات و تفاوتهاى زن و مرد از نظر شغلى تاحدودى برطرف شده است به طوریکه زنان نیمى از مشاغل و تحصیلات شغلى را برعهده دارند؛ حتى از نظر اجتماعى مشارکت زنان در کارها نسبت به چند دهه گذشته رشد چشمگیرى داشته است ولى از نظر رده هاى بالاى مدیریتى بین زن و مرد برابرى حاصل نشده است.

وى مى گوید: نقش زنان در تأمین هزینه هاى خانوادگى، مدیریت و سرپرستى خانوار، مشکلات تحصیلى و پرورشى کودکان به وضوح مشاهده مى شود. باتوجه به اینکه بزهکارى اجتماعى از جمله اعتیاد، فرار از منزل، درگیرى با قانون و... در میان مردان مشاهده مى شود ولى متأسفانه رشد بزهکارى هاى اجتماعى در چند دهه اخیر در زنان چشمگیر بوده است.

به طور کلى به نظر مى رسد آستانه تحمل زنان در مقابل مشکلات بیشتر است اگرچه واکنش آنان در برابر مشکلات سلامتى آنها را به مخاطره مى اندازد و با بیمارى هاى جسمى و افسردگى و عصبى با این مسائل دست و پنجه نرم مى کنند ولى این مسأله در میان مردان بیشتر با پرخاشگرى روبرو است.

دکتر اسعدى مى افزاید: به نظر مى رسد که رسیدگى به بهداشت روان زنان و جامعه از اولویتهاى مهم بوده و بخصوص با پیشرفت کردن جامعه مى بایست به آن اهتمام بیشترى بورزند که از این نگاه بیمارى هاى زنان، معضلات، مشکلات آنها کاهش مى یابد و این امر سلامت خانواده و تربیت نسل پربار را به همراه دارد.

«فریبا صیاد» دکتراى علوم ارتباطات اجتماعى معتقد است امروزه زنان به سبب تحصیلات عالیه و مشارکت در امور اقتصادى و اجتماعى به فعالیتهاى خارج از منزل اشتغال دارند و از آنجا که در داخل منزل نیز باید بار مشکلات روحى، جسمى و در عین حال رسیدگى به اعضاى خانواده را به عهده داشته باشند، به نظر مى رسد میزان مقاومت و تحمل در زنان امروز و جامعه کاهش یافته است. اگر بخواهیم نوع زندگى زنان را در جامعه خودمان در گذشته نه چندان دور با امروز مقایسه کنیم، در مى یابیم که زن امروز در جامعه فعلى ما از جهتى با شرایط و تسهیلات اجتماعى قابل توجهى نسبت به زن دیروز دست پیدا کرده است، هویت اجتماعى و حقوقى او تا حد قابل قبولى احیا شده و نسبت به احقاق حقوق طبیعى زن، در درجه اول به عنوان یک زن و در درجه دوم با توجه به امنیت او، اقدامات گوناگونى صورت گرفته است اما باید اذعان داشته باشیم که اینها کافى نیست و تا رسیدن به شرایط دلخواه و قابل قبول فاصله زیادى وجود دارد.

زن در گذشته بیشتر وظیفه خانه دارى، همسرى و مادرى را برعهده داشته است و در کنار آن، اختیار و اقتدارى از خود نداشت، اما در عین حال نوع زندگى گسترده و پدرسالارى درگذشته جامعه ایرانى و همچنین پایین بودن سطح توقعات و نبودن تجملات باعث شده بود تا یک نوع آرامش و امنیت خاطر که خاص جامعه سنتى است بر وجود زنانى که صرفاً وظیفه خانه دار را برعهده داشته اند، سایه افکنده است.

امروزه زنان جامعه ما در مقایسه با زنان سایر کشورها در موقعیت هاى گوناگون قرار مى گیرند یعنى در مقایسه با جوامع توسعه نیافته از مزایا و موقعیت هاى بهترى برخوردارند بخصوص جوامعى که براى زنان و مشارکت اجتماعى، سیاسى و اقتصادى آنان آزادى و اختیار قائل نیستند اما در مقایسه با جوامع غربى و کشورهاى توسعه یافته و صنعتى باید گفت زنان ما هنوز باید گام هاى بسیار بلندى را بردارند، آنچه مسلم است اینکه زنان در یک جامعه روبه رشد اول به عنوان یک انسان و یک شهروند باید از حقوقى همسان با مردان برخوردار شوند و در درجه دوم با توجه به جنسیت و توانایى هایشان از نیروهاى بالقوه آنان به نحو احسن استفاده شود.

وى مى گوید: در مقایسه با جوامع غربى گذشته از برخى اختلافات در فرهنگ و آداب و رسوم باید توجه داشته باشیم که زنان در جامعه کنونى ما هنوز از لحاظ بسیارى از حقوق فردى و اجتماعى با زنان جوامع غربى و امکانات آنان فاصله زیادى دارند در واقع مى توانیم نتیجه بگیریم که ظرفیت و آستانه تحمل در زنان جامعه ما نسبت به جوامع غربى از میزان بسیار بالاترى برخوردار بوده و هست.

باید اذعان کرد که على رغم رفاه و تمدن و ماشینى شدن زندگى امروز براى افراد جامعه بخصوص زنان از لحاظ تسهیلاتى که در انجام فعالیتهاى روزمره داخل خانه و خارج از آن به وجود آمده است، بهداشت روانى ناشى از این آسایش و تسهیلات براى زن امروز بیش از گذشته نبوده است و آثار و عواقب عدم آرامش روانى و بهداشت روانى در زندگى انسان امروز زن امروز در زندگى فردى، اجتماعى، خانوادگى به وضوح دیده مى شود و مى توان گفت میزان افسردگى در جامعه امروز بیش از گذشته خود را بر روح و روان افراد و زنان سختکوش جامعه تحمیل مى کند که این نشان دهنده افزایش مشکلات و مسائلى است که با وجود کوشش و صبر و حوصله زنان، میزان تحمل و ظرفیت تحمل را براى زنان لبریز کرده است. امروزه زنان جامعه ما توانسته اند، به برخى از حقوق خود دست یابند اما باید اشاره کنیم که تلاش و کوشش هرچه بیشتر زنان در این راستا در زمینه هاى گوناگون مى تواند بیش از پیش آنان را در دستیابى به موقعیت، موفق کند.

خوشبختانه میزان دانشجویان و فارغ التحصیلان زن در رشته هاى مختلف دانشگاهى و تخصصى نسبت به سالهاى گذشته از روند بسیار خوبى برخوردار است که این نشان دهنده خواست آنان براى موفقیت بیشتر و روند رو به رشد اجتماعى شدن، مشارکت و تخصیص یابى است.

بسیارى از مشاغلى که تا یکى دو دهه قبل فقط در انحصار مردان بود، با دست توانمند زنان و با صبر و حوصله آنان انجام مى شود.

مى توان گفت زنان به عنوان انسانهاى مؤثر و تلاش گر که نیمى از جمعیت و جامعه انسانى را تشکیل مى دهند از توان و ظرفیت بسیار بالایى براى عقب راندن مشکلات و تعادل بخشیدن به محیط زندگى فردى و اجتماعى برخوردار هستند. اما به شرط آنکه با همت و تلاش مسؤولان ، موانع از سر راهشان برداشته شود چرا که تحمیل مشکلات مضاعف به جامعه زنان که ناشى از احساس مسؤولیت آنان نسبت به همسر و خانواده و جامعه است موجب لبریز شدن تحمل آنان خواهدشد. باید بکوشیم با ایجاد موقعیت ها و امکانات بهتر و بیشتر آنان را در عرصه هاى مختلف زندگى یارى کنیم و آستانه تحمل را که در وجود زنان بالا بوده و هست بهتر هدایت کنیم.

مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :


ابزار وب رایگان-سخن روز بزرگان ابزار وب رایگان-ایران تاریخ هجری شمسی ابزار وب رایگان-ساعت فلاش